مامان جون

نازنینم روزشنبه مامان جون به کربلا رفت جایی که شما و ما هم دوست داریم بریم  دیروز خیلی دلم گرفته بود از اینکه چرا نتونستم برم و ببینمشون احساس خیلی بدی داشتم دوری همیشه حس بدی به آدم القا’ می کنه و از اینکه نمی تونی توی تمام لحضات در کنار عزیزانت باشی دلت می شکنه من در کنار شما و بابایی احساس آرامش می کنم و تمام این دور بودنها رو به این خاطر تحمل می کنم که شما و بابایی هستید و امیدوارم که هر دوی شما همیشه خوشحال و سرحال در کنارم بمانید و می دانم که پدر و مادرها چیزی جز’خوشبختی فرزندانشون نمی خوان بنابراین من با این احساس خوشبختی به پدر و مادرم میگم دوستشون دارم و مرا بخاطر نبودنم در کنارشان ببخشن.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: خاطرات روزانه دخملم
[ دوشنبه ٢۳ دی ۱۳٩٢ ] [ ٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]