جشن شکوفه ها

روز سی و یکم شهریور سال هزار و سیصد و نود و چهار روزی بود که شما قدم در راه جدیدی از زندگی گذاشتی راهی که چند سالی طول خواهد کشید و شما باید گام به گام و با توکل به خدا و سعی و تلاش خودت این راه را بپیمایی و ما روز به روز شاهد موفقیتهای تو در این راه طویل باشیم. بله عزیزم این روز زیبا روز شروع مدرسه بود . ثانیه ها , دقیقه ها و ساعت ها پشت سر هم حرکت کردند و تو بزرگ و بزرگتر شدی تا به امروز . خدا را شکر میکنم که مرا آفرید و توفیق و سعادت مادر شدن را به من داد تا بتوانم فرشته ای چون تو را تربیت کنم و امروز که روز جشن شکوفه هاست را , در کنار تو در حالی که روی صندلی های چیده شده در حیاط مدرسه در کنار دوستان دیگرت نشسته ای و شادی می کنی را با اشک شوقی که از چشمانم جاری شده نظاره کنم.قلب مدرسه جشن زیبایی در حیاط برگزار کرده بود . بعد از جشن شما دو ساعتی به کلاس رفتید با معلمتان خانم طاهری آشنا شدید . راستی دو تا از دوستان کلاس زبانت ( تینا و رامینا ) هم تو مدرسه شما هستند که با تینا تو یه کلاس هستید . کلاس اول  1/2

 

 

 

 

 

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: خاطرات روزانه دخملم , عکس
[ سه‌شنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٤ ] [ ۸:۳٢ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]