دلنوشته های مادرانه

انگار همین جند روز قبل بود که تو اومدی و به زندگیمون یه صفای دیگه دادی و قلبمون رو که مملو از عشق بود روح و طراوت بیشتری بخشیدی و تو فرشته کوچولوی ما شدی و روز به روز خودتو تو قلبمون جا کردی و  دختری زیبا و مهربان و با هوش که لحظه لحظه زندگیمون به بودنش وصله  دختری که پناه مادرشه  و دلسوزی های دخترانش نسبت به مامان و بابا از همین کوچکی بارز و مشخصه الهی من فدای خنده ها و شیرین زبونی های تو بشم که هر چه قد میکشی و تو رو در کنار خودم می بینم با تمام وجودم وجود خدای مهربون رو حس میکنم خدایی که با تمام بخشندگی و مهربانی تو را به ما بخشید ازت ممنوم خدا ، ممنونم که فرشته ای به ما دادی که روز به روز شاهد پیشرفت و شکوفا شدنش هستیم . و از تو ای خدای بزرگ می خواهم که به ما قدرت و توان بدهی که بتوانیم در تربیت و تعلیم این فرشته معصوم  از چیزی دریغ نکنیم و لایق این هدیه با ارزش باشیم. البته ما بعد از خدای مهربون پیشرفتهای دخترمون رو مدیون عزیزانی هستیم که بی وقفه خود را وقف آموزش نازنینمان کردند. تشکر می کنم از شما عزیزان که دستهای کوچک دخترمان را در دستان پر مهرتان گرفته اید و صبورانه و مادرانه ، قدم به قدم او را بسوی پیشرفت بیشتر همراهی میکنید. و چه زیبا و دلچسب است برای ما وقتی که میبینیم که دخترمان بجز زبان مادری اینگونه به زبان دیگری تسلط پیدا کرده و این را مدیون تلاشهای بی وقفه تیچر ادنای عزیز و تیچر اسکارلت عزیز ، هستیم  چه دلچسب است مادرانه های خانم امجدیان معلم پیش دبستانی فرزندم که زبان مادریش را تکامل بخشیده ،که با غرور و افتخار تابلوها و و نوشته ها را برایم می خواند ، و همچنین زحمتهای تیچر آیدای عزیز که تمام هنر خود را بکار میگیرد تا دستهای دختر ما بتواند آنچه که در ذهن دارد خلاقانه بر روی کاغذ نقاشی کند، و سرکار خانم سلامت که چه هنرمندانه می نوازد آهنگ زیبا و دلنشین زندگی در گوشهای نازنین زهرای ما و عزیزم خانم جعفری که استقامت و قدرت را گام به گام با صبر و حوصله به فرشته ما آموزش میدهد و علاقه عزیزم به اسکیت را دو چندان نمودند. ممنونم از همه شما که با عشق و علاقه زکات علمتان را می دهید . دخترم نمی دانم زمانیکه داری این نوشته ها ودر کل این وبلاگ رو می خونی کجایی و داری چه می کنی ولی در هر حالی هستی بدان که چه من در کنارت باشم و چه نباشم دلم همیشه با توست همیشه دعاهای مادرانه ام همراه تو خواهد بود. بدان که مامان و بابا همیشه تا اونجا که در توانشان بوده و هست نیازهای تو را برآورده کرده و خواهند کرد تو فقط خوش باش و خوشبخت زندگی کن و فقط و فقط بخند تا جسم و روح ما هم با خنده های تو آرامش یابد. خدایا سپاسگزارم.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
[ یکشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩۳ ] [ ٢:٠۳ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

دلنوشته های مادرانه

انگار همین جند روز قبل بود که تو اومدی و به زندگیمون یه صفای دیگه دادی و قلبمون رو که مملو از عشق بود روح و طراوت بیشتری بخشیدی و تو فرشته کوچولوی ما شدی و روز به روز خودتو تو قلبمون جا کردی و  دختری زیبا و مهربان و با هوش که لحظه لحظه زندگیمون به بودنش وصله  دختری که پناه مادرشه  و دلسوزی های دخترانش نسبت به مامان و بابا از همین کوچکی بارز و مشخصه الهی من فدای خنده ها و شیرین زبونی های تو بشم که هر چه قد میکشی و تو رو در کنار خودم می بینم با تمام وجودم وجود خدای مهربون رو حس میکنم خدایی که با تمام بخشندگی و مهربانی تو را به ما بخشید ازت ممنوم خدا ، ممنونم که فرشته ای به ما دادی که روز به روز شاهد پیشرفت و شکوفا شدنش هستیم . و از تو ای خدای بزرگ می خواهم که به ما قدرت و توان بدهی که بتوانیم در تربیت و تعلیم این فرشته معصوم  از چیزی دریغ نکنیم و لایق این هدیه با ارزش باشیم. البته ما بعد از خدای مهربون پیشرفتهای دخترمون رو مدیون عزیزانی هستیم که بی وقفه خود را وقف آموزش نازنینمان کردند. تشکر می کنم از شما عزیزان که دستهای کوچک دخترمان را در دستان پر مهرتان گرفته اید و صبورانه و مادرانه ، قدم به قدم او را بسوی پیشرفت بیشتر همراهی میکنید. و چه زیبا و دلچسب است برای ما وقتی که میبینیم که دخترمان بجز زبان مادری اینگونه به زبان دیگری تسلط پیدا کرده و این را مدیون تلاشهای بی وقفه تیچر ادنای عزیز و تیچر اسکارلت عزیز ، هستیم  چه دلچسب است مادرانه های خانم امجدیان معلم پیش دبستانی فرزندم که زبان مادریش را تکامل بخشیده ،که با غرور و افتخار تابلوها و و نوشته ها را برایم می خواند ، و همچنین زحمتهای تیچر آیدای عزیز که تمام هنر خود را بکار میگیرد تا دستهای دختر ما بتواند آنچه که در ذهن دارد خلاقانه بر روی کاغذ نقاشی کند، و سرکار خانم سلامت که چه هنرمندانه می نوازد آهنگ زیبا و دلنشین زندگی در گوشهای نازنین زهرای ما و عزیزم خانم جعفری که استقامت و قدرت را گام به گام با صبر و حوصله به فرشته ما آموزش میدهد و علاقه عزیزم به اسکیت را دو چندان نمودند. ممنونم از همه شما که با عشق و علاقه زکات علمتان را می دهید . دخترم نمی دانم زمانیکه داری این نوشته ها ودر کل این وبلاگ رو می خونی کجایی و داری چه می کنی ولی در هر حالی هستی بدان که چه من در کنارت باشم و چه نباشم دلم همیشه با توست همیشه دعاهای مادرانه ام همراه تو خواهد بود. بدان که مامان و بابا همیشه تا اونجا که در توانشان بوده و هست نیازهای تو را برآورده کرده و خواهند کرد تو فقط خوش باش و خوشبخت زندگی کن و فقط و فقط بخند تا جسم و روح ما هم با خنده های تو آرامش یابد. خدایا سپاسگزارم.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: خاطرات روزانه دخملم , تشکر از مسئولین آموزشگاه زبان آتیه سازان
[ یکشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۳ ] [ ٢:٢٩ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

بهمن نامه ماجراهای اسکیت

روزها یکی پس از دیگری در گذر هستند و همه چیز  به خوبی در گذر. اما متأسفانه با اینکه الان در بهمن ماه بسر می بریم هنوز از برف و باران دلچسب زمستانی خبری نیست. روز دوشنبه هفته گذشته ساعت 6 عصر تیچر اسکارلت اومدن باشگاه و اسکیت شما رو تماشا کردند دستشون درد نکنه شما خیلی خوشحال شدی و حسابی ذوق زده که هم تیچر اسکارلت هست و هم خانم جعفری جای تیچر ادنای عزیز خالی بود. ما خیلی خوشبخت و سعادتمندیم که دخترمون تیچرای عزیز و مهربونی داره که حسابی ما رو شرمنده خودشون می کنند. روز چهارشنبه هم امتحان اسکیت داشتی امتحان پایان ترم اول پایه که عالی دادی  و همه حرکتها رو درست انجام دادی از شنبه ترم دو شروع شده . کلاس اسکیت خیلی عالیه و خانم جعفری هم  عالی آموزش میده شما هم که حسابی لذت میبری. خدایا ازت ممنونم بخاطر همه داشته هایم . ازت ممنونم بخاطر این همه زیبایی و مهربونی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: خاطرات روزانه دخملم
[ یکشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]