روز مادر

 بهترین جملات زیبا ویژه روز مادر و زن

 

http://www.dl2.mobfa.org/spring90/dl/sms-tabrik-rooz-madar.jpg

مادر ای لطیف ترین گل بوستان هستی ، تو شگفتی ,خلقتی
تو لبریز عظمتی ، تو را دوست دارم و می ستایمت .
دست بر دعا بر می دارم و از خدای یگانه برایت برکت , رحمت و عزت می طلبم

روزت مبارک ماچبغل

 مادر، تو رفیع ترین داستان حیات منی. تو به من درس زندگی آموختی. تو چون پروانه سوختی و چون شمع گداختی و مهربانانه با سختی های من ساختی. مادر، ستاره ها نمایی از نگاه توست و مهتاب پرتوی از عطوفتت، و سپیده حکایتی از صداقتت. قلم از نگارش شُکوه تو ناتوان است و هزاران شعر در ستایش مدح تو اندک. مادر، اگر نمی توانم کوشش هایت را ارج نهم و محبت هایت را سپاس گزارم، پوزش بی کرانم را همراه با دسته گلی از هزاران تبریک، بپذیر. فروغ تو تا انتهای زمان جاوید و روزت تا پایان روزگار، مبارک باد.

 

از همین جا از راه دور  به مادر و مادر شوهرم  آن دو که عزیزان ما هستند و هر روز  دورادور چشم امیدمان به دعاهای  مادرانه شان میباشد و دلگرممان میکند ، این روز زیبا را تبریک می گویم و دستانشان را می بوسم. ماچ دووووووستتان دارررررررررررم.

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: تبریک مناسبتها
[ شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

ماجرای ناز دخترم بعد از تعطیلات نوروز

سلام دختر نازنین و زیبایم

روز پانزدهم فروردین از کربلا اومدیم. ولی از خستگی زیاد من نتونستم سر کار برم شما هم همینطور خسته بودی . موندیم خونه.روز یکشنبه چون سرما خورده بودی و حالت بد بود با خودم بردمت سرکارم. خیلی حالت بد بود و شدیدا تب داشتی بعد کار رفتیم پیش دکترت و گفت چند روز باید استراحت کنه و از خونه بیرون نره. مونده بودم چکار کنم چطوری مرخصی بگیرم .ناچارا  با هر زحمتی که بود مرخصی گرفته و موندیم خونه تا روز شنبه 23 فروردین  که رفتی کلاس زبان اما متاسفانه گفتند همش خوابیدی که ما فکر کردیم بخاطر داروهایی که خوردی خوابت می اومده. امروز هم  برای اولین بار گریه می کردی  و می گفتی نمی رم کلاس زبان ، مامان تو رو خدا  زود بیا دنبالم دم در کلاس زبان برعکس همیشه که می گفتی چرا اومدی دنبالم نمیام خونه . می گفتی  نمیرم کلاس. با تیچر ادنا خیلی سعی کردیم (از ایشون هم تشکر میکنم بابت پیگیری و دلسوزیهای مدبرانه و مادرانه شان) نمی دونم چی شده ولی از صبح پیگیرم . تلفن کردم  گفتند خوابی. مامانی خیلی نگرانتم امیدوارم زود این مسأله حل بشه.استرسنگران



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: خاطرات روزانه دخملم
[ دوشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

سفرنامه کربلا

ایوان نجف عجب صفایی دارد

حیدربنگر چه بارگاهی دارد

ای کعبه به خود مناز از روی شعف

جایت بنشین که هر که جایی دارد

سلام  . مدتی نبودیم  اما دخترک نازم  برات می نویسم تا اینکه روزی برایت یادآوری شود که چه جایی بودیم  و چه صفایی داشت.

دو روز مونده به عید نوروز 93 با هم رفتیم اقلید و تا هفتم فروردین اونجا بودیم خوش گذشت اما همش تو تب و تاب سفر بعدی بودیم سفری که برای رفتنش لحظه شماری می کردیم . بالاخره روز هفتم با همه خداحافظی کردیم و به سمت تهران راه افتادیم البته مامان جون و عمه سمیه و زهره هم قرار بود  به شیراز بروند و بعد از اونجا به کربلا مشرف شوند. خلاصه به تهران رسیدیم و چمدان و بار سفر رابسته و صبح روز نهم فروردین 1393 ساعت 5 صبح به سمت فرودگاه امام خمینی (ره) راه افتادیم  شور حال عجیبی داشتیم تا ساعت 10:30 در فرودگاه بودیم  و ساعت 11 پرواز کردیم به سمت نجف . شهر مولایمان امیر المومنین . بالاخره به نجف رسیدیم  . به هتل رفته و بعد ازمستقر شدن همگی  برای رفتن به حرم مولا  آماده شدیم . نمی دانم  چه بنویسم و چگونه وصف کنم . وقتی به حرم  رسیدیم  مظلومیت آقا از لحظه ورود  قابل لمس بود .

هر قلب برای قبله جایی دارد

هر قبله برای خود خدایی دارد

این جمله شنیدم زدرون کعبه

ایوان نجف عجب صفایی دارد

ما سه شب در شهر نجف بودیم  یک روز عصر مسجد سهله رفتیم و اعمال مسجد را بجای آوردیم . فردای آن روز به شهر کوفه رفتیم و ابتدا یه مسجد حنانه رفتیم که روایت است  وقتی پیکر پاکامیرالمومنین را به نجف می بردند در حین عبور از این منطقه این منطقه به احترام جنازه مولا تعظیم کرد یا ناله سر داد. از اینرو آن مسجد را حنانه(ناله کننده) نامیدند. 20 سال بعد هنگام عبور اسرای کربلا از این محل ، سر مبارک امام حیسن(ع) یک شب در اینجا نگهداری شد و این زمین در عزای حسینی ناله سر داد. اکنون  به یاد همین حوادث ضریحی ساختند و اعمال آنجا زیارت امام حسین و نماز زیارت سید الشهدا می باشد. بعد به زیارت کمیل بن زیاد رفتیم. وسپس به مسجد کوفه رفتیم واعمال آن مسجد را بجای آورده که شامل نماز در هر مقام  بود. همچنین زیارت محراب امیرالمومنین ، مختار و هانی از جمله اعمال مسجد کوفه بود. البته ناگفته نماند که مطالعه کتاب راهنمای مصور  سفر زیارتی عراق نوشته سید احمد علوی  در این سفر  قدم به قدم ما را کمک کرد. خلاصه یازدهم فروردین آخرین شبی بود که در نجف بودیم  و برای وداع به حرم امیرالمومنین رفتیم شب عجیبی بود گویی همه ملائکه هم آنجا بودند آخه شب وداع حضرت فاطمه با مولا نیز بود جای همه دوستان خالی در ایوان طلای حضرت شور و حالی بود  که قابل وصف نیست. فردای آن روز به سمت سرزمین  عشق ,سرزمینی که از زمان کودکی فقط راجع به آن شنیده بودیم  و مشتاق دیدنش بودیم  رفتیم دخترم خوش به سعادتت که در این سن لیاقت دیدار این سرزمین را داشتی . وارد کربلا شدیم  و ما را به هتل بردند خدا را شکر که هتلمان در نجف و  درکربلا نزدیک به حرم بود و نیازی به ماشین سوار شدن نبود و پیاده پنج دقیقه راه  بود  و هتل ما نزدیک به حرم  حضرت ابوالفضل العباس بود . هتل خیلی خوب و تمیز بود و بعد از مستقر شدن در اتاقهایمان آماده شدیم جهت رفتن به حرم . ابتدا به حرم حضرت ابوالفضل رفتیم  و بعد از نماز و زیارت  بین الحرمین رفتیم برای مشرف شدن به حرم امام حسین(ع) واقعا بین الحرمین عجب صفایی دارد.

برو بو کن زمین کربلا را *  کز آن جا بشنوی بوی خدا را

مگر ای کربلا خاک بهشتی* که خاکی مشک بو , عنبر سرشتی

اگر خاکی به معجز کیمیایی* بهشتی کعبه یی عرش خدایی

زمین کعبه همچون کربلا نیست* که او آغشته با خون خدا نیست

اگر خاک تو را دستی ببیزد* به جای خاک اشک و خون بریزد

یکروز رفتیم آب فرات را دیدیم آبی که امام و فرزندانش از
نوشیدنش محروم شدند اکنون گل آلود و کثیف بود در کنار فرات مقام صاحب الزمان را
زیارت کردیم و سپس باغ امام صادق و مقام 
امام صادق را زیارت کردیم. شب جمعه که شب زیارتی امام حسین است و همزمان
شده بود با شهادت حضرت زهرا(س) سعادت داشتیم در جوار بارگاه امام حسین بودیم جای
همه خالی تا نیمه شب در حرم بودیم البته شب قبل آن نیز تا صبح در حرم امام حسین
بودیم خیلی خلوت بود و قسمت شد از نزدیک ضریح مطهر آقا را زیارت کنیم. در ضمن خیمه
گاه محل برپا کردن خیمه امام حسین و تل زینبیه را نیز زیارت کردیم. جایی که حضرت
زینب در روز عاشورا برای آگاهی از اوضاع جنگ بارها از خیمه ها سراسیمه و هراسان و
نگران به این تپه که مشرف به میدان جنگ بود تشریف می آوردند.

بر چهره تابنده زینب صلوات

بر منطق کوبنده زینب صلوات

در گریه به رخسار حسینش خندید

بر گریه و بر خنده زینب صلوات

روز جمعه با سرزمین کربلا وداع کرده وراهی کاظمین شدیم و یکشب هم در کنار حرمین موسی کاظم وامام جواد (ع) بودیم . برای دیدن عکسها به ادامه مطلب مراجعه نمائید.

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: خاطرات روزانه دخملم , سفرنامه کربلا , عکس
ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ۸:٢٠ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]