تولد عمه سمانه


عمه سمانه عزیزم هر روز برایت رویایی باشد‘ دردست نه دوردست ،عشقی باشد دردل نه درسر و دلیلی باشد برای زندگی نه روزمرگی
تــولدتــــــــ مــــبارکقلب

 

 

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: تبریک تولد عزیزانمان
[ دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ٥:٢٠ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

نازنین زهرا و ماجراهای زبان آموزی

دخترم همانطور که قبلا هم نوشتم در یادگیری زبان داری با سرعت پیش میری و یه جورایی دیگه ما رو بیسواد می دونی اعتراف می کنم حسابی ازت عقب افتادیم و ما هم باید یه فکری به حال خودمون بکنیم البته خیلی چیزها ازت یاد گرفتیم و همیشه میای خونه و تیچر ما میشی و بهمون یاد می دی اگه چیزی رو اشتباه بگیم عصبانی میشی ! عصبانی می تونم بگم الان اکثر حیوانات, رنگها, تمامی وسایل و لوازم خونه,سایزها,میوه ها, اعضای بدن, و... رو یاد گرفتی و جمله بندی هم می کنی دعا می خونی و یه عالمه چیزای جدید که اگه بخوام بنویسم خیلی زمان می بره! راستی روز چهارشنبه تولد تیچر ادنا بوده که اومدی و گفتی حتما واسش کادو بگیریم و اینکارم کردیم امروز که کادو رو بهش دادیم خیلی خوشحال و غافلگیر شد. از همین جا بازم تولد این تیچر عزیز و زحمتکش رو تبریک می گم. دخترکم , همه دنیای من, با تمام وجودم بهت افتخار می کنم و دوست دارم.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: خاطرات روزانه دخملم
[ شنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ٩:٠٤ ‎ق.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

عکسهایی از یک ماهگی تا 1 سالگی ناز گلم

 

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: عکس
ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

یادآوری خاطرات دخترم

ناز دونه من دیشب  دفتر خاطراتت رو می خوندم  چیزهایی  که یادمون نمونده بود  و دوباره یاد اون روزها روبرامون زنده کرد و یادمون انداخت که دختر کوچولوی ما که روزی  به ما می گفت مامان نوش و بابا جوش و  لالا دارم رو می گفت آلا دارم و ... حالا بزرگ شده و داره با ما خیلی خوب و عالی انگلیسی صحبت می کنه . دخترم  از خدای بزرگ تشکر می کنم که  یه فرشته مثل تو به ما داد . ناز من  اگه بخوام اینجا بنویسم که چه لغات انگلیسی رو یاد گرفتی و چه جملاتی رو می گی  زمان زیادی  طول میکشه . فقط باید بگم بهت افتخار می کنم که با  تمام کوچکی ات با پشتکار و علاقه زیاد  یه عالمه تو این زمینه پیشرفت کردی.قلبهورا



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: خاطرات روزانه دخملم
[ پنجشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ٧:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

نازنین زهرا و ستایش عمه زری

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: عکس
[ پنجشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ٧:٠٢ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

روزبرفی و نازنین زهرا

دخملی روز سه شنبه بعلت بارش برف مدرسه زبانت تعطیل شد امروز هم تعطیل بودی وعصر رفتیم برفبازی خیلی عالی بود  اینم چند تا عکس

 

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: خاطرات روزانه دخملم , عکس
ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ۸:٠٧ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

بررسی روابط صحیح پدر و دختر در خانواده


 

 

بررسی روابط صحیح پدر و دختر در خانواده

 

هنوز مدت زیادی از زمانی نگذشته که پدرها نقش رییس خانه را بازی می‌کردند و همواره سعی می‌کردند بین خود و فرزندان‌شان شکافی ایجاد کرده و حریم‌ها را نگه دارند.

 

امروز برخلاف دیروز پدرها به فرزندان‌شان بسیار نزدیک شده‌اند. موضوعی که تکرار آن هیچ‌گاه اشتباه نیست. اینکه پدر هم به اندازه مادر برای کودکان مهم و باارزش است و برقراری تعادل بین روابط این دو با فرزندان‌شان می‌تواند از نظر روانی سبب رشد صحیح کودکان شود. مرد چون در میان کودک و مادر قرار دارد ـ هم به موجب حضور فیزیکی و هم جایگاه روانی خود ـ به کودک این اجازه را می‌دهد که هویت خاص خود جز آن هویتی که به او داده شده را بیابد.

 

پدر نقش مهمی در شناسایی هویت جنسی کودک داشته و در عین حال که مادر سعی می‌کند با نقش حفاظتی خود فرزند را حفظ کند، پدر او را به سمت بیرون گرایش می‌دهد و در کنار دادن حس اعتماد و امنیت به او اجازه شکستن محدودیت‌ها را برایش امکان‌پذیر می‌سازد.

 

* ایده‌آل جنس مخالف برخلاف پسرها، پدر برای دختر نوعی «تایید» است و روابط بین آن دو به طور ناخودآگاه برای هر دو طرف اهمیت و برتری خاصی دارد.

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مطالب جالب روانشناسی کودک
ادامه مطلب
[ دوشنبه ٧ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ۳:۳٦ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

خدا و کودک

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از
او پرسید :
می
گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید
اما من
به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم ؟
خداوند پاسخ داد
: در میان تعداد بسیاری از فرشتگان
من یکی را برای تو در نظر گرفته ام ، او از تو نگهداری خواهد کرد اما کودک هنوز اطمینان نداشت که می خواهد برود یا نه
گفت : اما اینجا
در بهشت ، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و
این ها برای شادی من کافی هستند .
خداوند لبخند زد : فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند
خواهد زد
تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد
خواهی بود
کودک ادامه داد : من چگونه می توانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را
نمی دانم ؟ ...
خداوند او را نوازش کرد و گفت : فرشتهّ تو ،
زیباترین و شیرینترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد
و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که
چگونه صحبت کنی .
کودک با ناراحتی گفت : وقتی می خواهم با شما
صحبت کنم ، چه کنم ؟
اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت : فرشته ات دست هایت را
در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی .
کودک سرش را برگرداند
و پرسید :
شنیده
ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند ، چه کسی
از من محافظت خواهد کرد ؟
فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود . کودک با نگرانی ادامه
داد :
اما من
همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود .
خداوند لبخند زد و
گفت :
فرشته ات
همیشه دربارهّ من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت
گر چه من همیشه در کنار تو خواهم
بود
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی
از زمین شنیده می شد .
کودک فهمید که به زودی باید سفرش را آغاز کند .
او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید
:
خدایا ! اگر من باید همین حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من
بگویید ..
خداوند
شانهّ او را نوازش کرد و پاسخ داد :
نام فرشته ات اهمیتی ندارد ، می توانی او را ...
*** مـادر *** صدا
کنی .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: مطالب زیبا
[ چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳٩٢ ] [ ۱:٥٧ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]