عکسی که عمه فرستاد

دخمل قشنگم دیروز عمه سمانه یه عکس خوشکل از شما برامون فرستاد که حسابی غافلگیر شدیم . خیلللللی خوشکله مرسی عمه جان  مژه



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: عکس
[ دوشنبه ۳٠ دی ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

میلاد پیامبر(ص) وامام جعفر صادق(ع)

حق چو دید آن نور مطلق در حضور
آفرید از نور او صد بحر نور
آفرینش را جز او مقصود نیست
پاک دامن تر زاو موجود نیست
میلاد نبی اکرم (ص) و امام صادق(ع)گرامی باد

 

dini-11.gif

 

 

dini-46.jpg

 

 

dini-5.gifdini-9.gif



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: تبریک مناسبتها
[ شنبه ٢۸ دی ۱۳٩٢ ] [ ٦:۱۱ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

تشکر از تیچرها و مسئولین آموزشگاه آتیه سازان

نایت اسکیندخملی امروز می خواهم از این طریق تشکر و قدر دانی کنم از تمامی زحمات مسئولین مرکز زبان آتیه سازان که در زمینه آموزش شما خیلی تلاش نموده اند  بخصوص تیچر ادنا و تیچر اسکارلت. که واقعا ما هر روز شاهد پیشرفت شما هستیم و جملاتی که هر روز به انگلیسی واسه ما می گی نشان دهنده زحمات این عزیزان می باشد. هورا سپاس

همه جا مى تواند کلاس درس باشد و همه آدمیان براى یکدیگر، معلم.
آموزگارى که سینه اش لبریز از دانش و حقیقت است، پیراهنش بوسیدنى است.


هدیه

شخصى در مدینه، مدرسه اى بنا کرده و به آموزش کودکان مشغول بود. روزى یکى از فرزندان امام حسین علیه السلام به مدرسه وى رفت و آیه شریفه «الحمد لله رب العالمین» را آموخت. وقتى به منزل برگشت، آیه را تلاوت کرد و معلوم شد آن را در مدرسه از معلم آموخته است.

امام حسین علیه السلام هدایاى بسیارى براى معلم فرستاد؛ آن گونه که موجب شگفتى گروهى از یاران آن حضرت شد.

آنها نزد امام آمدند و عرض کردند: آیا آن همه پاداش به معلم رواست که شما در برابر آموزش یک آیه، این همه براى وى فرستاده اید؟ حضرت فرمود: آنچه دادم، چگونه برابرى مى کند با ارزش آنچه او به پسرم آموخته است؟

thank-you-031.gif

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: تشکر از مسئولین آموزشگاه زبان آتیه سازان
[ چهارشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٢ ] [ ٩:٥٠ ‎ق.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

عکس یلدا

 اینم یه عکس از جشن یلدا ی کلاس زبانتون

 

 

 

 

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: عکس
[ سه‌شنبه ٢٤ دی ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

مامان جون

نازنینم روزشنبه مامان جون به کربلا رفت جایی که شما و ما هم دوست داریم بریم  دیروز خیلی دلم گرفته بود از اینکه چرا نتونستم برم و ببینمشون احساس خیلی بدی داشتم دوری همیشه حس بدی به آدم القا’ می کنه و از اینکه نمی تونی توی تمام لحضات در کنار عزیزانت باشی دلت می شکنه من در کنار شما و بابایی احساس آرامش می کنم و تمام این دور بودنها رو به این خاطر تحمل می کنم که شما و بابایی هستید و امیدوارم که هر دوی شما همیشه خوشحال و سرحال در کنارم بمانید و می دانم که پدر و مادرها چیزی جز’خوشبختی فرزندانشون نمی خوان بنابراین من با این احساس خوشبختی به پدر و مادرم میگم دوستشون دارم و مرا بخاطر نبودنم در کنارشان ببخشن.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: خاطرات روزانه دخملم
[ دوشنبه ٢۳ دی ۱۳٩٢ ] [ ٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

عکس



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: عکس
[ شنبه ٢۱ دی ۱۳٩٢ ] [ ۳:٥٩ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

عکس دخی و بابا و کاسکو



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: عکس
[ شنبه ٢۱ دی ۱۳٩٢ ] [ ۳:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

سیرک

گلم جمعه 19/10/92 رفتیم بوستان ولایت  تماشای سیرک خلیل عقاب. از دو روز قبل که می دونستی می خواهیم بریم لحظه شماری می کردی برنامه هاشون خیلی جالب بود و حسابی بهمون خوش گذشت آخر سر هم به خلیل عقاب عکس انداختی.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: خاطرات روزانه دخملم
[ شنبه ٢۱ دی ۱۳٩٢ ] [ ٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

نمایشگاه کودک و نوجوان پارک گفتگو

دخترک قشنگم عصر روز پنج شنبه 18/10/92 باهم به نمایشگاه کودک رفتیم  که غرفه های متعددی داشت و شما توی چند تا غرفه نقاشی کشیدی و جایزه گرفتی توی یکی از غرفه ها مار پیتون آورده بودند که شما با شجاعت رفتی و اونو لمس کردی همه این همه شجاعت رو تحسین می کردند.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: خاطرات روزانه دخملم
ادامه مطلب
[ شنبه ٢۱ دی ۱۳٩٢ ] [ ٢:٢۸ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

عکس



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: عکس
[ چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

عکس



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: عکس
[ سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٢ ] [ ۱:۳۸ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

عکس

نازنین زهرا,پارک نمایشگاه کودکان



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: عکس
[ سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٢ ] [ ۸:٤۸ ‎ق.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

کریسمس

نازنینم چند وقتیه که مطلبی واست ننوشتم عذر می خوام روز سه شنبه03/10/92 مورخ قرار بود جشن کریسمس و یلدا براتون بگیرند اما متاسفانه کلاس زبانتون بعلت آلودگی هوا تعطیل شد و جشنتون موکول به شنبه شد یعنی 07/10/92 .البته شدیدا سرما خورده بودی با کلی دارو که شب قبلش بهت دادیم صبح تونستی بری جشن تا ساعت 2 عصر خوب بودی و حسابی بهت خوش گذشته بود که تماس گرفتند و گفتند بیایم دنبالت چون تب داری و بیحال شدی الهی فدات شم اومدم خواب بودی بعدش دو تا دکتر بردیمت دیروز هم خونه موندیم و امروز هم اومدی شرکت اما یکریز غر میزنی آخه هنوز خوب نشدی. دوست دارم یه عالمه.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: خاطرات روزانه دخملم , عکس
[ دوشنبه ٩ دی ۱۳٩٢ ] [ ٩:٢٦ ‎ق.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]