نازنین زهرای مامان و بابا
 
قالب وبلاگ

نایت اسکین

 

 

 

Click here to enlarge

[ جمعه ٢۱ فروردین ۱۳٩٤ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

انگار همین جند روز قبل بود که تو اومدی و به زندگیمون یه صفای دیگه دادی و قلبمون رو که مملو از عشق بود روح و طراوت بیشتری بخشیدی و تو فرشته کوچولوی ما شدی و روز به روز خودتو تو قلبمون جا کردی و  دختری زیبا و مهربان و با هوش که لحظه لحظه زندگیمون به بودنش وصله  دختری که پناه مادرشه  و دلسوزی های دخترانش نسبت به مامان و بابا از همین کوچکی بارز و مشخصه الهی من فدای خنده ها و شیرین زبونی های تو بشم که هر چه قد میکشی و تو رو در کنار خودم می بینم با تمام وجودم وجود خدای مهربون رو حس میکنم خدایی که با تمام بخشندگی و مهربانی تو را به ما بخشید ازت ممنوم خدا ، ممنونم که فرشته ای به ما دادی که روز به روز شاهد پیشرفت و شکوفا شدنش هستیم . و از تو ای خدای بزرگ می خواهم که به ما قدرت و توان بدهی که بتوانیم در تربیت و تعلیم این فرشته معصوم  از چیزی دریغ نکنیم و لایق این هدیه با ارزش باشیم. البته ما بعد از خدای مهربون پیشرفتهای دخترمون رو مدیون عزیزانی هستیم که بی وقفه خود را وقف آموزش نازنینمان کردند. تشکر می کنم از شما عزیزان که دستهای کوچک دخترمان را در دستان پر مهرتان گرفته اید و صبورانه و مادرانه ، قدم به قدم او را بسوی پیشرفت بیشتر همراهی میکنید. و چه زیبا و دلچسب است برای ما وقتی که میبینیم که دخترمان بجز زبان مادری اینگونه به زبان دیگری تسلط پیدا کرده و این را مدیون تلاشهای بی وقفه تیچر ادنای عزیز و تیچر اسکارلت عزیز ، هستیم  چه دلچسب است مادرانه های خانم امجدیان معلم پیش دبستانی فرزندم که زبان مادریش را تکامل بخشیده ،که با غرور و افتخار تابلوها و و نوشته ها را برایم می خواند ، و همچنین زحمتهای تیچر آیدای عزیز که تمام هنر خود را بکار میگیرد تا دستهای دختر ما بتواند آنچه که در ذهن دارد خلاقانه بر روی کاغذ نقاشی کند، و سرکار خانم سلامت که چه هنرمندانه می نوازد آهنگ زیبا و دلنشین زندگی در گوشهای نازنین زهرای ما و عزیزم خانم جعفری که استقامت و قدرت را گام به گام با صبر و حوصله به فرشته ما آموزش میدهد و علاقه عزیزم به اسکیت را دو چندان نمودند. ممنونم از همه شما که با عشق و علاقه زکات علمتان را می دهید . دخترم نمی دانم زمانیکه داری این نوشته ها ودر کل این وبلاگ رو می خونی کجایی و داری چه می کنی ولی در هر حالی هستی بدان که چه من در کنارت باشم و چه نباشم دلم همیشه با توست همیشه دعاهای مادرانه ام همراه تو خواهد بود. بدان که مامان و بابا همیشه تا اونجا که در توانشان بوده و هست نیازهای تو را برآورده کرده و خواهند کرد تو فقط خوش باش و خوشبخت زندگی کن و فقط و فقط بخند تا جسم و روح ما هم با خنده های تو آرامش یابد. خدایا سپاسگزارم.

[ یکشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۳ ] [ ٢:٢٩ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

روزها یکی پس از دیگری در گذر هستند و همه چیز  به خوبی در گذر. اما متأسفانه با اینکه الان در بهمن ماه بسر می بریم هنوز از برف و باران دلچسب زمستانی خبری نیست. روز دوشنبه هفته گذشته ساعت 6 عصر تیچر اسکارلت اومدن باشگاه و اسکیت شما رو تماشا کردند دستشون درد نکنه شما خیلی خوشحال شدی و حسابی ذوق زده که هم تیچر اسکارلت هست و هم خانم جعفری جای تیچر ادنای عزیز خالی بود. ما خیلی خوشبخت و سعادتمندیم که دخترمون تیچرای عزیز و مهربونی داره که حسابی ما رو شرمنده خودشون می کنند. روز چهارشنبه هم امتحان اسکیت داشتی امتحان پایان ترم اول پایه که عالی دادی  و همه حرکتها رو درست انجام دادی از شنبه ترم دو شروع شده . کلاس اسکیت خیلی عالیه و خانم جعفری هم  عالی آموزش میده شما هم که حسابی لذت میبری. خدایا ازت ممنونم بخاطر همه داشته هایم . ازت ممنونم بخاطر این همه زیبایی و مهربونی

[ یکشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

сантановогодние анимашки

 

بازم با تأخیر می نویسم  روز دوشنبه 93/10/08 روز عکس  انداختن بود . لباس خوشکل  پوشیدی و رفتی کلاس  و روز چهارشنبه هم جشن کریسمس و یلدا رو با هم گرفتند و البته بابانوئل مثل همیشه زحمت کشید و کادوتون  رو داد. بالاخره این جشنی که مدتها منتظرش بودی هم تموم شد و حسابی لذت بردی البته لباس عروس بردی که بپوشی اما اجازه ندادن بهت و کلی ناراحت شدی . عصر ساعت 4 هم اولین جلسه کلاس اسکیت بود که باید می رفتی و بابایی شما رو برد من هم بعد از کارم سریع خودمو رسوندم الهی قربونت بشم خیلی با علاقه کار میکنی و دوست داری سریع یاد بگیری و مربی اسکیتت هم خیلی دوست داری. یکریز بهش میگی خاله دوست دارم.

[ یکشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۳ ] [ ٢:٢۸ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

پیوندتان را با تقدیم هزاران گل سرخ تبریک میگویم و زندگی پر از عشق و محبت را برایتان آرزو میکنم. آرزومند خوشبختی شما . ندختر نازم دیروز با خوشحالی اومدی و میگی تیچرم عقد کرده و قراره بریم عروسی تیچرم گفته حتما دعوتم می کنه و کلی ذوق داشتی . منم به نوبه خودم و از همینجا به ایشون تبریک می گم انشاءالله خوشبخت و سعادتمند باشند. 

kalp-114.gif


[ یکشنبه ٧ دی ۱۳٩۳ ] [ ۳:٤۱ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

 

i love you teacher edna and scarlet

[ چهارشنبه ۳ دی ۱۳٩۳ ] [ ٧:٥٤ ‎ب.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

 عزیز دلم مدل عکاسی خاله نگار شده بود{#emotions_dlg.e1}

 

 

 

[ جمعه ٢۸ آذر ۱۳٩۳ ] [ ٩:٢٠ ‎ق.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]

دیروز 93/09/22 اربعین حسینی بود و تصمیم گرفتیم بریم زیارت شاه عبدالعظیم (شهر ری) . جمعیت زیادی پیاده به سمت حرم می رفتند که ناگهان دخمل گلم به شدت اعتراض میکرد که چرا ما پیاده نمی ریم شماها تنبلید و همیشه با ماشین  هستید خلاصه ما رو مجبور کردی پارک کنیم و سه کیلومتر تا حرم  پیاده بریم. خیلی شلوغ بود توی راه خسته شده بودی اما چون قول داده بودی بغل نشی به قولت عمل کردی . تا عصر بیرون بودیم .خیلی خوب بود و حسابی برامون تنوع بود. شب هم توی خونه یه عالمه تکلیف پیش دبستانی داشتی که نشستیم انجامشون دادیم . الهی فدات شم . حسابی با سواد شدی و هر جا نوشته ای می بینی خیلی سعی داری که بخونی برامون و موفق هم میشی. عاشقتم دخترک نازم.

[ یکشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ] [ مامان نازنین زهرا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

و تقدیر این شد که در تاریخ 1388/05/01 پا به این دنیا بگذاری... آری تو آمدی و برای ما فرشته ای بی همتا شدی. فرشته ای که آمده تا به زندگیمان خوشبختی هدیه کند. و ما نام فرشته کوچکمان را نازنین زهرا نهادیم. نامی زیبا و شایسته، که لایق فرشتگان است...ای خدای مهربان تو را به خاطر این همه مهربانیت شاکریم.
صفحات اختصاصی
RSS Feed